خانه / شعر / شعر / آوازهای زخمی

شعر / آوازهای زخمی

آواز های زخمی

هر روزِِ من بدون تو دیروزِ خسته ای ست

پرپر زدن میان زوایای بسته ای ست

هر روزِ من که تهمت تکرار می کشد

مثل دلم اسیر تپش های خسته ای ست

این مویه – این غزل- که جنون می چکد از آن

آواز های زخمی ساز شکسته ای ست

خورشیدی و شعاع تو تا لامکان رهاست

این دل ، غروب خسته ی در خون نشسته ای ست

می آیی و به نام تو آغاز می شود

تاریخ سبز عشق، چه روز خجسته ای ست!

شاعر : دکتر حسن یعقوبی

درباره sorkhe.net

انجمن رسالت قلم سرخه یکی از فعال ترین سازمانهای مردم نهاد در بیش از یک دهه اخیر می باشد.

پیشنهاد می کنیم بخوانید

شعر / حسن یعقوبی

تقدیم به برادر شهیدم، جانباز سرفراز، حاج علی شکراللهی: مردی از جنس نور بود علی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *