خانه / لغت نامه و ضرب المثل / ضرب المثل / بخش « ز »

ضرب المثل / بخش « ز »

بخش « ز»

زا: نوعی داروی گیاهی

زاف و کاف ما سا ان: از نفس افتادن و یا نفس کسی ته افتادن و مدتی بالا نیامدن در اثر وارد شدن ضربه ای به بدن او توسط دیگری و یا به صورت غیر ارادی مانند افتادن و… (بیشتر برای بچه ها کاربرد دارد)

زاما: داماد

زاله: زهره انسان

زاله خون ببوان: کنایه از خیلی اذیت شدن کسی، بی اندازه کسی را منتظر گذاشتن و حوصله اورا سربردن

زاوری: کنایه از بچه های ریز یک خانواده و یا یک کوچه و…

زِر: کرم بسیار ریز قرمز یا زرد رنگ که در آبهای راکد مانند آب انبار به وجود می آید.

زرد و زار: کنایه از انسان و هر چیزکه رنگش زرد و مریض احوال باشد.

زلالته: با رنج و سختی و زحمت زیاد کاری را انجام دادن و یا زندگی را گذراندن

زم: زمین

زم ما سا ان: زمین گیر شدن کسی یا چیزی، کنایه از سکوت کردن

زِن: می دانم

زَنّیم: می توانیم

زنوقدن: چانه انسان

زوک: شن و سنگریزه های بسیار ریز که داخل حبوبات، برنج، خاکشیر و… وجود دارد.

زوله: شور و کنایه از غذای خیلی شور و معمولا همراه با کلمه شور می آید( شور زوله)

زومولّیر: زمهریر

زوم زوم ماساان: احساس شدید سرما و لرزیدن در زمستان و…

زیل: اصطلاحی برای آفتاب درخشان، آفتاب گرم و درخشان زمستانی

زیک دل: شخص ترسو و کم جرأت

زیوه: کلمه تحقیرآمیز برای کسی که از لحاظ سنی بزرگ ولی از نظر جثه ضعیف است.

زئید: کسی که از خوردن غذا به اندازه معمول هم خودداری کرده و کم خوراک باشد.

منبع: مهربان، رضا، فرهنگ لغات و اصلاحات سرخه،نسیم حیات،1386،صص79-81

*در این کتاب در کنار لغات، نگارش فونتیک و آوایی آن نیز نوشته شده که ما در این مختصر از نوشتن آنها خودداری کرده ایم.

درباره sorkhe.net

انجمن رسالت قلم سرخه یکی از فعال ترین سازمانهای مردم نهاد در بیش از یک دهه اخیر می باشد.

پیشنهاد می کنیم بخوانید

ضرب المثل / بخش « د »

دارد كارد و دل معادل آوايي : ôrd kôrd u dal معني لفظي : درد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *