شهد دیدار حق
خانه آباد ! خانه ات آباد دیده بستی از این خراب آباد
مرحبـا ای معلــم قـرآن عمـر پر فیض و برکتت برداد
اولین درس مکتبت هرگـز تا که هستم نمی برم از یــاد
آنچه قرآن به یاد دارم من همه را از تو دارم ای استـــاد
صوت خوشخوانی سحرگاهت چون به یـاد آورم شوم دلشاد
با قناعت و با صـداقت نفس صید نیـکی نمــودی ای صیـاد
تا که سربار دیگران نشوی بـر گزیدی تو حرفــه ای آزاد
تا وجودت همه نگردد گوش باز کردی دو چشم نیـک نهـاد
دیو جــاه و مقــام دنیـایی نتــوانــست تـــا فریبــت داد
کبر و نخوت نبود در ذاتت شاد روحش که چون تویـی را زاد
بد نگفتی به هیچ کس در عمر شده دشمن ز خلـــق تو ارشـــاد
مسجد پشت خندق و هیأت هــر دم از سوز دل زند فریـــاد
که نطنزی زبین ما رفته است فاصــله بیـــن دوستــان افتــاد
«اختری» دارد التماس دعــا شهد دیــدار حـــق حلالت بـــاد
توضیح: این شعر در مقام حاج شیخ زین العابدین نطنزی سروده شد است.
شاعر: علی اکبر اختری فر
سرخه سرخه , سرخه شناسی و اخبار شهرستان سرخه
سلام
خدا رحمت کند شیخ ما را که با همه خاک نشینیش افلاک نشین بود