خاطرات زیبا از حاج شیخ زین العابدین نظنزی
از آقای نطنزی بپرس
علی قلی حمزه
از ماشین پیاده شدم و رفتم به سمت حرم حضرت معصومه . رفته بودم که سؤالی بپرسم مسئله ی مهمی بود .رفتم جلو و بعد از سلام خودم را معرفی کردم .گفتم سرخه ای هستم و به واسطه ی آقای نطنزی با ایشان آشنایی دارم .عجله داشتم .سؤالم را پرسیدم و پاسخم را گرفتم . تشکر کردم و از جا بلند شدم .می خواستم بروم که آقا صدایم کرد . برگشتم به سمت ایشان گفتند : بعد از این اگر مسئله ای داشتی این همه راه را تا قم نیا. از آقای نطنزی بپرس. هر چه او بگوید درست است .آقای گلپایگانی خیلی به شیخ ما اعتماد داشت .
بر ترک موتور
محمد عربی
یکی از روزهای گرم تابستان بود . از مغازه پدر بیرون زدم و راهی شدم .مثل همیشه موتورسوارها یکی بعد از دیگری به سرعت باد می گذشتند . نگاهی به خیابان انداختم و می خواستم به آن سمت بروم که موتوری با سرعت از جلوی من رد شد و سخت توجهم را جلب کرد. سر جایم میخکوب شدم و با چشم دنبالش کردم . آخر فرقش با موتورهای دیگر این بود که حاج آقا روی ترک موتور جوان سوار بودند و با هم می خندیدند . همین طور که داشتم با خودم فکر می کردم به راهم ادامه دادم . دقایقی بعد گوشه پیاده رو همان جوان را دیدم که شیشه عطری به دستش بود و داشت آن را به دوستانش نشان می داد .
نماز فرادا
مصطفی فیض
خبر رسیده بود که منزل حاج آقا حوالی ساعت یازده صبح آتش گرفته . نزدیک اذان ظهر بود و مثل همیشه مردم داشتند توی مسجد جمع می شدند . هر کدام از آنها خبر را می شنید با خود فکر می کرد نماز امروز باید فرادا خوانده شود . صدای اذان بلند شد و مردم منتظر بودند تا پایان اذان، نماز را به جا آورند . اذان هنوز به نیمه نرسیده بود که چشمهای مردم چرخید به سمت در، همان جا خیره ماند . آن جا که حاج آقا با همان چهره بشاش همیشگی داشت از درگاه وارد مسجد می شد . چشمها خیره ماند و همان دم لبها عطر صلوات را در فضای مسجد جاری کرد .
نیازی ندارم
احمد نطنزی(فرزند ایشان)
روابط دوستانه پدر با آیت الله گلپایگانی تا پایان عمر آن بزرگوار ، هم چنان ادامه داشت. هر گاه پدر به ایشان مراجعه می کرد جویای حال مردم سرخه و اوضاع این منطقه می شدند و به پدر می گفتند اگر مشکل مالی دارد با ایشان در میان بگذارد .
آنچه برای پدر مهم و کافی بود همان دیدار ها و روابط دوستانه با مرجع بزرگ شیعه بود.از این رو هیچ گاه حتی در بحران مشکلات مالی این قضیه را اظهار نمی کرد و می گفت : الحمد لله. وضعم خوب است ونیازی ندارم .
منبع: شمیم ملکوت(زندگی و خاطرات حاج شیخ زین العابدین نطنزی)، صفحات ۲۸-۳۰٫
سرخه سرخه , سرخه شناسی و اخبار شهرستان سرخه