این روزها دیگر همه می دانند زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست. حرف رهبر خویش را یادگرفته اند و به گوش جان خریده اند. بعضی یادواره می گیرند تا یادشان را زنده کنند و بعضی نیز طبع شعری خود را قلقلک می دهند و شعری می سرایند و عده ای نیز شبهای جمعه یاد رفقای شب عملیات می کنند. بهانه ها یکی ست و طریق متفاوت. انجمن رسالت قلم نیز همین را بهانه ی خویش ساخت و برگ برگ خاطرات را روی هم ریخت و حاصل، کتابی شد با عنوان«فصل پرستو». اکنون پس از گذشت چند سال از انتشار این کتاب گذشته بنای آن داریم تا هراز چندگاهی سری به کوچ پرستوها بزنیم و با مرغان زمین و آسمان و دریا، همنوا شویم. شاید که مانیز آسمانی شویم… .


حرف اول (۱)
بگذار خودشان با ما حرف بزنند. حرف اول و آخر را خو دشان گفته اند. نوار خاطراتش را که گوش کردم گفتم خوب است این دفتر با حرف های او گشوده شود:
q جبهه سرزمین خاطره هاست
q جبهه باعث دگرگونی خیلی از بچه ها شد.
q تنها چیزی که توانست ما را از گناه نجات دهد جبهه بود.
q ما در این دنیا، در بین خانواده و مردم عزیز بودیم.
q این دنیا می گذرد…بروید توشه ها را برگیریدوکوله ها را پر کنید.
q معرفتها را در جبهه آموختیم چون همراه با معرفتها بودیم.
q وقتی پدر شهیدی مرا می بیند به یاد شهیدش می افتدمن چگونه می توانم در پشت جبهه بمانم.
q شهید مونسان در عملیات بدر، به من قول داد که مرا شفاعت کند.
۱- برداشتی از نوار خاطرات شهید علی اکبر ابراهیمی که ۲۴ساعت قبل از شهادت ضبط شده است.
q بچه ها وقتی می گویند: شما چرا چیزیت نمی شود؟ من در فکر فرو می روم.
q یک بار آمدند گفتند:بیست نفر می خواهیم که از میدان مین بگذرند ناگهان صدای تکبیر، کل گردان را فرا گرفت و دستها همه بلند شد.
q در جنگ انسان در لحظه لحظه هایش خدا را درک می کند و می بیند.
q شهدا را بشناسیم.
سرخه سرخه , سرخه شناسی و اخبار شهرستان سرخه