باگرامیداشت یاد و خاطره شهدای گرانقدر تضمینی از شعر “لبخند شمعدانیها”ی آقای سعید بیابانکی تقدیم میگردد:
کنون که مرگ به نزد شهید چون نوش است همی سرود شهادت به ره چو چاووش است
از آن زمان که لوای حسین بر دوش است ” زبرگ لاله گذرگاه شهر گلپوش است
زچشمه سار خیابان شهید در جوش است”
بسان این گل زیبا کسی گلی دیده است ؟ ویا به وقت وداعش گلی که خندیده است؟
برای بلبل عاشق سوال گردیده است ” به ذهن باغ کدامین نسیم پیچیده است ؟
کزان نسیم شمیم بهار مدهوش است ”
رسید جمع گلان را گلی دگر خوشبو دلیل بوی خوشش را زهمرهانش جو
نسیم بوی خوش آورده از کدامین سو “رسیده زایری از کربلای خون زین رو
به وصل او دل بی تاب شهر آغوش است”
ملک به قدر و کمالش بر او گهر بارید قمر زدیدن رویش به حال خود نالید
زمان به روشنی میهمان ما کی دید ؟ “کسوف شرم نشسته است بر رخ خورشید
چو دیده کوچه ما آفتاب بر دوش است ”
شهید مظهر ایثار و جانفشانیهاست شهید اسوه والای زندگانیهاست
شهید واژه زیبای مهربانیهاست ” شهید مژده لبخند شمعدانیهاست
به شمعدان زمان کی شهید خاموش است؟”
شعر از: داود سبوحی – آذر ۷۵
سرخه سرخه , سرخه شناسی و اخبار شهرستان سرخه