کنار من بنشین
- امام جمعه سرخه
اوایل شروع فعالیتم در سرخه بود . هر وقت وارد مجلسی می شدم برای اینکه نظم به هم نخورد و کسی از جای خود بلند نشود نزدیک در ورودی می نشستم . آن روز هم مثل همیشه وقتی هنگام ورود دیدم تعدادزیادی از مردم در مجلس حاضرند همان جا کنار در و لابلای جمعیت نشستم . آقای نطنزی را دیدم و از دور به ایشان سلام کردم. با اشاره از من خواستند که کنارشان بنشینم . از میان جمعیت گذشتم و وقتی به ایشان رسیدم توضیح دادم که به خاطر تراکم جمعیت آن جا نشسته ام تا مزاحمتی ایجاد نشود. با نگاهی پدرانه به من خیره شد و گفت : «نیت شما مسلماً خیر است اما کسانی که ظاهر قضایا را می بینند تصور می کنند میان من و شما کدورت و جدایی وجود دارد» .
انار روز جمعه
- امام جمعه سرخه
در ایام نوجوانی روزی برای کاری مرحوم پدرم مرا به منزل وی فرستاد. روز جمعه ای بود. اوایل صبح، قدری از روز بالا آمده بود ،فکر می کنم حدود هشت صبح بود. رفتم. در منزل باز بود. در زدم. از داخل جواب داد و مرا به داخل دعوت کرد . من هم آرام ، آرام وارد شدم. با گفتن آقا ملا ، آقا ملا و سلام بلند کردن .داخل حیاط رسیدم. روی تخت نشسته بود. دستمالی پهن کرده بود داشت انار می خورد . بر خلاف شناختی که از او داشتم ، تعارف نکرد بلکه خانمش را صدا زد و گفت یک انار برای من بیاورد و خانمش یک انار آورد به من داد . برای من در سنین کودکی جای تعجب بود ،ما که انار داریم برای من بردن یک انار به خانه چندان معنایی ندارد. او می توانست با تعارف یک قطعه انار، مشکل را حل کند. در ذهنم بود که چرا این گونه عمل کرد ، بعدها فهمیدم ، مستحب است ،طبق روایتی، انسان در روز جمعه یک انار کامل بخورد و کسی را شریک نکند.
برگرفته از کتاب شمیم ملکوت ، زندگی نامه حاج شیخ زین العابدین نطنزی
سرخه سرخه , سرخه شناسی و اخبار شهرستان سرخه