خانه / دسته‌بندی نشده / شعر / تناقض

شعر / تناقض

مرد باش و گریه کن، زندگی کن و بمیرپشت پا بزن به خود، دست مرگ را بگیر

 مرد باش و گریه کن، رود باش و دل بکن

زین غرور بی قرار، زین حقیقت حقیر

 زندگی شبیه مرگ، ماجرای مبهمی ست

خنده های جانگداز، غصه های دلپذیر

 گرچه کار مشکلی ست، باز انتخاب کن

مرگ مثل زندگی ست، اختیار ناگزیر!

*

آه! مانده ام هنوز، در تناقضی شگفت

عمر می رود چه زود، مرگ می رسد چه دیر!

(10 دی 92)

درباره sorkhe.net

انجمن رسالت قلم سرخه یکی از فعال ترین سازمانهای مردم نهاد در بیش از یک دهه اخیر می باشد.

پیشنهاد می کنیم بخوانید

رسیدگی به مشکلات مردم و احداث بیمارستان در سرخه در اولویت کاری

به گزارش sorkheh.net به نقل از وبلاگ “شهرستان سرخه”علیرضاخسروی نماینده مردم شهرستانهای سمنان ، سرخه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *