یک اتفاق ساده … ولی ماندگار شد
وقتی که چشم من به نگاهت دچار شد
لب را گشودی و دلم آغوش باز کرد
خندیدی و جهان، همه باغ انار شد
از گیسوان مست تو عطر جنون چکید
با هر نسیم، هستی ِ من بی قرار شد
پاییز، فصل خاطره های قشنگ ماست
هر وقت حرفِ غنچه لبت زد، بهار شد
بانوی ماه! هر غزل آغوش تشنه ایست
شعری که وزن و قافیه اش داغدار شد
آواره بود، تا به نگاهت قدم گذاشت
در شهر چشم های تو، دل ماندگار شد
شاعر: حسن یعقوبی
سرخه سرخه , سرخه شناسی و اخبار شهرستان سرخه