شهید عباسعلی شیرعلی
راوی: علی اصغر همتیان
بچه های گروهان پیاده پیشروی کرده بودند.ما مانده بودیم و شهدا رفته بودند.قرار بود آنها را به عقب انتقال دهیم.
خوب او را نشناخته بودم. سنگرهای دشمن را یکی یکی جستجو می کردیم. وسایل سنگرها را ور انداز می کرد از این سنگر به آن سنگر.همه چیز را زیرو رو می نمود.نمی دانستم دنبال چه می گردد.با خودم گفنم:«چیز دلخواهش را پیدا نکرده، هیچ یک به دلش ننشسته است.قبولیش نیست .»
ناگهان سمت چیزی دویدو نگاهم به دنبال او.گفت : « پیداش کردم .»و لحظاتی بعد مارش پیروزی از رادیویی که در دستش بود شب جزیره را بیدار کرد.از آن وقت به دلم نشست.
سرخه سرخه , سرخه شناسی و اخبار شهرستان سرخه