خانه / انقلاب اسلامی و دفاع مقدس / فصل پرستو / شهید ابوالقاسم سنگسری

فصل پرستو / شهید ابوالقاسم سنگسری

شهید ابوالقاسم سنگسری

راوی: مادر شهید

 دکتر گفته بود،به این زودی نمی توانی به جبهه برگردی.پسرم طاقت نمی آورد چند بار با من صحبت کرد،آخر از علی اکبر و علی اصغر حسین گفت تا راضی شدم و رفت.                                             یک روز که در اتاق خوابیده بودم،صدایی شنیدم که گفت:«مادر خداحافظ» همان موقع دلم به شلمچه رفت تا پسرم را بدرقه کند.

ابوالقاسم سرپرست خانواده ام بود.

درباره sorkhe.net

انجمن رسالت قلم سرخه یکی از فعال ترین سازمانهای مردم نهاد در بیش از یک دهه اخیر می باشد.

پیشنهاد می کنیم بخوانید

وصیت نامه جالب یک شهید پولدار

شهید جمالی در وصیت نامه خود علاوه بر اعلام پول هایش اعلام کرد که خمس …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *