شهید ابوالقاسم سنگسری
راوی: مادر شهید
دکتر گفته بود،به این زودی نمی توانی به جبهه برگردی.پسرم طاقت نمی آورد چند بار با من صحبت کرد،آخر از علی اکبر و علی اصغر حسین گفت تا راضی شدم و رفت. یک روز که در اتاق خوابیده بودم،صدایی شنیدم که گفت:«مادر خداحافظ» همان موقع دلم به شلمچه رفت تا پسرم را بدرقه کند.
ابوالقاسم سرپرست خانواده ام بود.
سرخه سرخه , سرخه شناسی و اخبار شهرستان سرخه