خانه / انقلاب اسلامی و دفاع مقدس (صفحه 8)

انقلاب اسلامی و دفاع مقدس

سرخه شناسی

فصل پرستو / شهید مجتبی سبوحی

شهید مجتبی سبوحی راوی: علی اصغر همتیان طلبه بود درس و بحث طلبگی را با خود به سنگر برد.برای بچه ها سخنرانی می کرد،روایت می خواند،از معارف قرآنی می گفت.یک روز تعدادی از بسیجیانی که پای ثابت سخنرانی هایش بودند از او سؤال کردند:«چرا دایم با ما از عذاب و …

ادامه مطلب

فصل پرستو / شهید لطف الله خدر

شهید لطف الله خدر راوی: پدر و مادر شهید هجده سال بیشتر نداشت.در آذر ماه ۶۵ برای چهارمین بار به جبهه اعزام شد.هنگام وداع به پدر و مادرش گفت: «بدانید تا صدام هست و جنگ است من باید در جبهه باشم و شما هم هیچ موقع نخواهیدکه  در این امر …

ادامه مطلب

فصل پرستو / شهید ابوالقاسم سنگسری

شهید ابوالقاسم سنگسری راوی: مادر شهید  دکتر گفته بود،به این زودی نمی توانی به جبهه برگردی.پسرم طاقت نمی آورد چند بار با من صحبت کرد،آخر از علی اکبر و علی اصغر حسین گفت تا راضی شدم و رفت.                          …

ادامه مطلب

فصل پرستو / شهید علی ادهم

شهید علی ادهم راوی: همرزم شهید  کم حرف می زد زیاد کار می کرد.فرماند ه  گروهانشان می گفت:«به اندازه ی ده نفر برایمان مهم بود.»  هر دو با هم زخمی شدیم .با هم ترکش خوردیم یکی به من خورد یکی به او. فقط وقتی من ترکش خوردم فریاد زدم:«آخ»و وقتی …

ادامه مطلب

فصل پرستو / شهید محمد فخاری

شهید محمد فخاری راوی: دکتر داوود فیض  سفره که جمع می شد هر یک از بچه ها باید یک دعا می کردو بقیه آمین می گفتند.او دعایش تغییر نکرد همیشه همان را از خدا می خواست. «الهی فسرّنی بلقا ئک»   (خدایا مرا به دیدارت شاد کن.) گفتم:فخاری پرید. گفت:چه طور؟ …

ادامه مطلب

فصل پرستو / شهید محمد باقر فخری

شهید محمد باقر فخری راوی: محمد رضا ادهم  نزدیک اذان ظهر بود.یکی از بچه ها در سنگر قرآن می خواند.وارد سنگر شد،گفت:بلند شو می خواهم قرآن بخوانم.آن جا تنها جای مناسب سنگر بودکه می شد قرآن خواند،اصرار کردو آخر دستش را گرفت و بلندش کرد کتاب خدا را گشود،آیاتش را …

ادامه مطلب